تبليغاتX
فردا به جهنم خواهم رفت - تو.....
ابلیس پیروز مست, سور عزای ما را بر سفره نشسته است.
 تو.....
از باغ می برند چراغانی ات کنند

 تا کاج جشن های زمستانی ات کنند


پر کرده اند صبح تو را ابرهای تار
 
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند


یوسف به این رها شدن از چاه دلنبند

 این بار می برند که زندانی ات کنند


بین رحیم و رجیم یک نقطه بیش نیست

 از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند


ای گل گمان نکن که به جشن می روی

 شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند


آب طلب نکرده همیشه مراد نیستَ

 شاید بهانه ای است که قربانی ات کنند
 
|+| نوشته شده توسط سعید کلهر در 87/09/30  |
 
 
بالا